![]() |
![]() |
|
|
اگه ساعت دوازده شب یه عربی از شادگان زنگ بزنه خونتون ، شمارو ازخواب ناز بیدارکنه وبگه با آقایجعفری کاردارم شما چه کارمی کنید ؟ بشین طرفتون عربه ، دیگه ناراحتی نداره . ولی حالا اومدیم طرف خیلی عرب بودو شما هم هرچقد راهنمایش می کردین که عزیز کد واشتباه گرفتی، اوهم زیربار نمی رفت که نه خودش همین شماره رو به من دادی ، بچت خودش همین برام گرفته اون موقع چه کارمی کردین ؟ .قطش می کردین مگه نه . ولی عرب که به این راحتی دست بردارنیست . اوقد زنگ می زنه تا مجبورت کنه بگی درسه همین جا منزل جعفریه. عین این جریان . دوسال قبل برای من پیش اومد . به هرحال من که مطمئن شده بودم این بابا قراره تا صبح پشت سرهم زنگ بزنه دو تا راه بیشترنداشتم یا تلفن رو می کشید م که فایده نداشت فردا روز از نو روزی ازنو بود ، یا یه چیزی الکی سرهم می کردم وبه ای عرب می گفتم تا خیال دوتاییمون راحت بشه اگه شما بودین چی می گفتین نمی گفتین اینجا منزل آقای جعفری منم پسر همسایشونم ، ولی متاسفانه آقای جعفری امروز عصر سکته زد وکارش حتی به بیمارستان هم نکشید ، همون موقع ازدنیا رفت . آره منم همین گفتم . جالب اینجاست که حالاتازه داشت دنبال آدرس دقیق خونشون می گشت تا هروقت اومد دیربره به قول خودش ( به بازماندگانشون تسلیت عرض کنه ) .هرچند که به احتمال زیاد فرداش متوجه شده بود ولی مشخص بود که اون شب دنبال همین می گشت . ... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 0:36 توسط اسماعیل صحافی زاده |
|
|
سلام .ما هم قاطی مرغا شدیم .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 1:15 توسط اسماعیل صحافی زاده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 |
| پیوندها |
|
nomre خنیا دیر بن بست حمید شعرانی محسن عمرانی review2 عبدالمحمد شعرانی علی هوشمند سپیده سمیرا یوسف حمید پهلوزاده ابوطالب بردستانی مقدادفخرایی |
|
RSS
|